|
تمام عمرم را گریه کردم نبودی در فراق شانه هایت به هر خاکی رسیدم تکیه کردم.....» آنگاه که خنده بر لبانت مي ميرد چون جمعه پاييز دلم ميگيرد ديروز به چشمهاي تو گفتم برو امروز دلم بهانه ات مي گيرد.....»
|
| روزگار مرده
دو کلمه را همیشه به یاد داشته باش: خدا هست
|
|+|
نوشته شده توسط روزگار در دوشنبه سیزدهم مهر 1388 و ساعت 22:6
|+|
نوشته شده توسط روزگار در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 و ساعت 7:33
|+|
نوشته شده توسط روزگار در جمعه نهم اسفند 1387 و ساعت 11:18
|+|
نوشته شده توسط روزگار در شنبه بیست و هشتم دی 1387 و ساعت 21:34
|+|
نوشته شده توسط روزگار در شنبه دوم آذر 1387 و ساعت 22:3
|+|
نوشته شده توسط روزگار در سه شنبه چهاردهم آبان 1387 و ساعت 20:26
|+|
نوشته شده توسط روزگار در یکشنبه هفتم مهر 1387 و ساعت 22:24
|+|
نوشته شده توسط روزگار در جمعه پنجم مهر 1387 و ساعت 21:53
|+|
نوشته شده توسط روزگار در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 و ساعت 0:33
|+|
نوشته شده توسط روزگار در شنبه یکم تیر 1387 و ساعت 21:1
|+|
نوشته شده توسط روزگار در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387 و ساعت 22:54
|+|
نوشته شده توسط روزگار در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 و ساعت 16:49
|+|
نوشته شده توسط روزگار در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 19:1
|+|
نوشته شده توسط روزگار در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 و ساعت 19:36
|+|
نوشته شده توسط روزگار در سه شنبه نهم بهمن 1386 و ساعت 22:58
|+|
نوشته شده توسط روزگار در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 و ساعت 9:4
|+|
نوشته شده توسط روزگار در جمعه بیست و یکم دی 1386 و ساعت 18:51 |
|